تبليغاتX
در دنياي بچه ها هر کي زودتر بگه دوستت دارم برنده هست ولي در دنياي بزرگتر ها هر کي زودتر بگه دوستت دارم بازنده است اینو به شما میگم پونه خانوم

کاش معشوق زه عاشق طلب جان میکرد تا که هر بی سرو پایی نشود یار کسی



به وبلاگ عاشق تنها خوش اومدین فقط بدون نظر بیرون نرین
به وبلاگ عاشق تنها خوش امدید
به وبلاگ عاشق تنها خوش امدید
امیدوارم خوشتون بیاد بدون نظر بیرون نر ید
چنتا شعر واسه اونی که خودش میدونه

 

هرگز به دنبال کسی نباش که بتونی با اون زندگی کنی

 

به دنبال کسی باش که:

 

نتونی بدون اون زندگی کنی

 

 

نمی دونم چرا امشب اینقدر بیتابم

حسابی بهم ریختم

انگار نه انگار چند هفته گذشته

خیلی دلم گرفته

انگار این سفرا کتاب خوندنا.......

هیچ تاثیری نداشته

این دلتنگی چیه؟

ادمو بیچاره می کنه

خودمم تو کار خودم موندم

اخه این چه وضعیه

دیگه دارم از دست خودم کلافه می شم

 

و اما عشق....

من با گریه هام می گفتم واسه جدایی زوده

تو با خنده هات می گفتی بین ما هیچی نبوده

همه ی روزای خوبو خیلی اسون پس گرفتی

من پیش چشات شکستم اما تو هیچی نگفتی

تو که تقصیری نداری سادگی از دل من بود

فکر دوست داشتنت انگار یه خیال  بود

نه به فکر انتقامم نه به فکر راه چاره

سهم من از تو و عشقت یه نگاه بی قراره 

 

دل نوشته های عاشق تنها

کاش قلبم درد تنهايي نداشت
چهره ام هرگز پريشاني نداشت

کاش برگ هاي آخر تقويم عشق
حرفي از يک روز باراني نداشت

کاش مي شد راه سخت عشق را
بي خطر پيمود و قرباني نداشت


 

|+| نوشته شده توسط عاشق تنها m_m در جمعه هفدهم خرداد 1387 ساعت 16:58 |

حرفای دل یه عاشق تنها

باز هم یک نوشته زیبا از یک بیننده گرامی وبلاگ که امیدوارم موفق باشن تو

زندگی

میون تموم دل خستگیهات یادت بیاد چشم من فقط نگاه عاشق تو رو

میخواد .

یادت باشه تو یاد من یه خاطره مونده به جا

یه خاطره از یه نگاه

یه حادثه از یه کلام

از یه کلام آشنا

فقط سلام

همون سلام اولی که دستتو با دست من رسوند به هم

 
 
 
نامه به عشق:
 

بنویسم عشق من سلام اون یه تیکه خجالت مونده از بچگی رم بذارم پای طاقچه آرزوها پشت صندوقچه یادگاریای دوران کودکی خیالت راحت میشه ؟

اگه میشه پس عشق من سلام .

شعر چه کسی رو واست بنویسم وقتی آسمون تویی – ستاره ش تویی – باغچه ش تویی – گلش تویی – ایوونش تویی – بارونش تویی – لیلیش تویی – مجنونش تویی – فواره ش تویی – گلدونش تویی اصلا همیشه همش فقط تویی.

دلم میخواد یه جوری زندگی کنم که آدما بهش میگن عجیب ... فقط به تو سلام کنم فقط با تو حرف بزنم فقط واسه تو دعا کنم دستم فقط تو دست تو باشه فقط تو بهم بگی مریم فقط مریم تو با شم بجاش تو هم فقط مال من باشی .

دیدی گل سرخ وقتی میخواد واسه پروانه ها جا باز کنه دیواره های قلبش ناخواسته ترک میخوره من اونجوری دوستت دارم .

خیلی آروم واست مینویسم نبینم دلت از من بگیره نبینم واسه من اخم کنی واسه دیگران بخندی .

آخه تا عاشقت شدم شاعرم کردی خودت نوشتی بازم برام بنویس .

خلاصه که حسابی رو اسم همه خط کشیدی رو تموم شماره های جدول دلم عمودی افقی اون خونه سیاها اون حرفای جا افتاده به خدا همش تویی آخه من از دست تو چیکار کنم ؟

قول میدم زود یاد بگیرم همونی بشم که تو میخوای مثل حال و هوای آسمون .............

یه وقت نم نم یه وقت رعد و برق یه وقت تگرگ گاهی هم آفتابی ......

بستگی به چشمای تو داره اینجوری خوبه؟

                                                   کسی که راه رسیدن به تو رو بلد نیست .

 

 

 

یک متن عاشقانه

دیگه بسه تو قفسی که این دنیا واسمون ساخته زندگی کردن... دیگه بسه غصه خوردن... دیگه بسه چشم به راه بودن برای تو... تو رفتی منم رفتنیم با این تفاوت که تو به سوی آینده ات رفتی... ولی من هنوز تو گذشته جا موندم... دیگه پاهایم یاری رفتن بهم نمیدن... دیگه بالهایی که با آرزوهای محالمون واسم مهیا کرده بودی گشوده نمی شوند... می خوام برم از این دیار... تو میگی کجا برم؟ هر جا که برم خیالت ولم نمیکنه... نیستی که ببینی دیگه هم زندگیم شده رویای شیرین تو... آخه با انصاف به منم حق بده... منم دلم می خواست همیشه با تو باشم... ولی به چشم خودت دیدی که نشد...! پس به خاطر من اگه هنوزم دوستم داری در مسیر سرنوشتت حرکت کن... بیشتر از این به خودت عذاب نده... ازت خواهش میکنم اگه هنوز فراموشم نکردی... سخته بگم:   ولی میگم: من حقیر را از یادت ببر... اگه دوستم داری نذار بیشتر از این قربانی بشیم...

 

یک عاشقانه کوتاه

يادت در ذهنم و عشقت در قلبم و عطر مهربانيت در تمام وجودم است
عزيزم محبت را در پاکي نگاهت و صداقت را در وجود مهربانت معني کردم
وبدان که زيباترين لحظه هايم در کنار تو بودن است

 

قصه دنیا:

 

میدونی وقتی خدا داشت بدرقه ات میکرد بهت چی گفت ؟ گفت جایی که میری مردمی داره که میشکننت نکنه غصه بخوری من همه جا باهات هستم تو تنها نیستی در وجودت عشق میذارم که بگذری قلب میذارم اشک میذارم که همراهیت کنه و مرگ که بدونی بر میگردی نزد خودم.

 
 
 

یک متن زیبا و با مفهومی عاشقانه

مهم نیست آفتاب گرم نگاهت کدام گل خوشرنگ باغ زندگی را زندگی میبخشد
مهم نیست باران ترنم نغمه های تو کدام بید مجنونی را می لرزاند
مهم نیست عاشقانه های کلامت کدام صنوبر بلند قامتی را می درخشاند
مهم نیست که من مانده ام با قدمهایی سست و نم اشکی در دیده
مهم نیست که لحظه هایم را با شوق یک سفر رویایی به عشقی دور گره زدم
مهم نیست دستهایم در شور دیده شدن در سیاهی نافذ چشمهایی عاشق لرزان نوشتند و رقصیدند و در سپیدی کاغذ رها شدند
مهم نیست که میشد شایدها را باید شوند
مهم نیست که میشد تمام قصه ها از غصه ها رها شوند

 

متنی عاشقانه از دوستی عزیز

گر چه میدانم وسعت یک قلب به اندازه یک عشق به بزرگی دل نازنینت برای تمام لحظه های آرامش من گنجایش این وجود کوچکم را ندارد .
گر چه میدانم دستهای کوچک خیال من بیهوده در تمنای احساس دستهای نوازش تو میگردد میان همه ی صفحات سفید خیال رهای تو.
من میمانم شرمنده از آمدنم و خجل از رفتنم در فضای دل انگیز دل عاشق تو که جواب تو به هر کنجکاوی من آشوبی بزرگ برای اسیری است که دلهره امانش را بریده

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
|+| نوشته شده توسط عاشق تنها m_m در شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1387 ساعت 15:35 |

تبریک

 فرا رسیدن عید نوروز را به تمام

 

 

 

ملت ایران تبریک عرض میکنم

 

 

|+| نوشته شده توسط عاشق تنها m_m در یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386 ساعت 18:27 |

خدا حافظ پونه عزیزم
 این خداحافظی تلخ ترین خداحافظی

 

توزندگی من بود

 

 

دوستت دارم پونه با من بمون

 

 

خدا حافظ خواهر خوبم من دارم میرم ولی به یادم باش چون خیلی تنها

هستم 

هی چی بهت گفتم شوخی کردم خواهر جون به دل نگیر

همش رو شوخی کردم

ببین عزیزم دوست دارم دوست دارم دوست دارم دوست دارم دوست

دارم .................................

.......................................................................................................................

.......................................................................................................................

 

چرخ كه مي چرخد من هم تاب مي خورم، زير و رو مي شوم و باز راه مي

افتم

مي بيني؟

چيزي ته سلولهايم تكان مي خورد و خيال حضورت دستهايم را باز مي كند

مي مانم بي هوا و رها وقتي دور مي شوي و پنجه اي چنگ مي زند،

مي كشدم مثل رنگ روي زندگي  روبرویم مه تا نفسم پيش آمده ، دوباره

سرم

سنگين مي شود و درد مي آيد و در هم مي پيچم ، مچاله مي شوم ،

مثل لكه اي سياه پاشيده روي بهار ...


 

|+| نوشته شده توسط عاشق تنها m_m در دوشنبه هفدهم دی 1386 ساعت 16:27 |

حرف دل
ببین من حق برادری رو که بر گردنم بود انجام دادم ولی تو

 

حق خواهری  رو به جا نیوردی تو من نفرین می کنی ولی

 

اینو بدون اگه دست زخم بشه خوب میشه  اگه سرت

 

بشکنه خوب میشه ولی اگه کسی قلب رو بشکنه

 

خوب نمیشه و اگر کسی قلبت رو زخم بزنه خوب نمیشه خودت

 

میدونی تو هم قلب منو زخم زدی هم  شکستی  ولی بزار

 

یه نصیحت برادری بهت بکنم من که بخشیدمت

 

ولی خدا رو نمیدونم تو رو ببخشه یا نه ولی کمتر دروغ بگو

 

به نفع خودته   تو که ..................اون.................. هی ول کن گفتن جایز

 

نیست ولی خدا کنه سفید بخت بشی پونه....  خدایا شکر خدا شکر

 

خدایا شکر خدایا شکر

 

|+| نوشته شده توسط عاشق تنها m_m در پنجشنبه ششم دی 1386 ساعت 19:47 |

معزرت میخوام پونه خانم
 

ببین نه میشه به گریه هات اعتماد کرد نه میشه

 

به خنده هات اعتماد کرد من کدومشو باور کنم

 

  تو قلب  من رو شکستی  و خدا از کسی که قلب کسی رو

 

بشکنه خوش نمیاد ولی اینو بدون یه روز به همه ای

 

حرفهای که من گفتم میرسی متمان باش عزیزم فقط

 

حرفایی من یادت نره به یاد ماهم باش به یاد همون که

 

من خیلی دوستش  دارم هم باش براش دعا کن ولی

 

اگه یه روزی پشیمون شدی اگه بر گشتی من هستم

 

 

|+| نوشته شده توسط عاشق تنها m_m در دوشنبه سوم دی 1386 ساعت 16:55 |

چنتا عکس خوشکل برای دوستان خوبم فقط نظر یادت نره
 

چنتا عکس خوشکل  برای دوستان

 

بهتر از گل خودم فقط اونای که   

 

بی وفا هستن نگاه نکنند

 

 

منظورم..............poan

 

 

 

 

 

 

 

 

 

|+| نوشته شده توسط عاشق تنها m_m در یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386 ساعت 16:7 |

عاقبت اونای که من تنها میزارن
 

pona

 

 

 

 

 

 

در این سرای غربت جانم به لب رسیده

ورنج و محنت عشق یارا دلم رمیده

در عشق تو نصیبی جز درد و غم ندارد

دل در غم تو فرسود وز زندگی بریده

وقتی اشکهایم بر روی زمین ریخت

تو هرگز ندیدی که چگونه می گریم .

تو دلم را با بی کسی تنها گذاشتی

و چشمانم را به انتظار نگاهت گریان گذاشتی .

باشد که روزی بیایی و ببینی من تو را رها کرده ام

 

 

|+| نوشته شده توسط عاشق تنها m_m در یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386 ساعت 15:18 |

دوباره بازم تنها شدم

 
 
خودش میدونه کی دوباره تنهام گذاشت
 
باتوهم  p.....o......a
 
 
شنديم مي خواي بري باز من و تنها بذاري
 
هرچي ياد و خاطره ست پشت دلت جا بذاري
 
شنيدم گفتي نگاهش واسه چشمام عاديه
 
هر چيزي حدي داره محبتاش زياديه
 
شنيدم يه مدتي مي خواي ازم دوري کني
 
اينه رسمش که با اين ديوونه اينجوري کني
 
شنيدم همين روزا بازم مي خواي بري سفر
 
بسلامت ! عزيزم اما همينجور بي خبر
 
شنديم خسته شدي از بازياي سرنوشت
 
نکنه اينبار ديگه بي من مي خواي بري بهشت
 
شنيدم گفتي که سرنوشتمون دست خداست
 
اما تو خوب مي دوني حسابت از همه جداست
 
شنيدم گفتي بايد برم سراغ زندگيم
 
شنيدم گفتي با اينکه خيلي چيز يادم داده
 
نمي دونم چي شده از چش من افتاده
 
شايدم تموم اين شنيدنيها شايعه ست
 
از تو اما نمي پرسم گفته باشي فاجعه است
 

 

|+| نوشته شده توسط عاشق تنها m_m در یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386 ساعت 15:6 |

عشق فراموش کردن نیست بلکه بخشیدن است

 

 

 

خودم را ساخته ام تا بگويم آنچه را باخته ام ، فراموش كرده ام . زندگي ام را به پاي كسي

 

گذاشتم كه دوستش مي داشتم ولي او هيچ وقت مرا دوست نداشت و چگونه دوستش بدارم آگاه از

 

اين كه هرگز برايش اهميتي ندارم ، به او حق مي دهم شايد او هم مانند من يكي را دوست داشته

 

است... حال از خود مي پرسم : او را براي هميشه دوست خواهم داشت؟ افسوس كه چنين

 

 

نخواهد بود! او را فراموش كرده ام . من زماني به خود نگريستم كه ديگر سينه ام شكافته ، قلبم

 

فسرده و روحم سپرده شده بود . بايد صبر مي كردم تا زخم سينه ام با نمك خوب شود ، با قلبم

 

چه كار مي كردم براي گرم شدن در آفتاب گذاشتمش اما آتش گرفت ، چاره اي نداشتم نيمي از

 

خاكستر قلب سوخته ام را به آب و نيم ديگر را به خاك سپردم و به يادم ماند كه روحم ، روحم ،

 

روح من هيچ موقع ، هيچ وقت و هيچ زماني از او جدا نشد . يادگار او سوالي است بي انتها : آيا

 

صبر كنم بر او كه بر من صبر نكرد ؟        

 

 

|+| نوشته شده توسط عاشق تنها m_m در دوشنبه نهم مهر 1386 ساعت 22:17 |

خوش آمدید

 

خوش آمدین       خوش آمدین

 

به وبلاگ عاشق تنها خوش آمدین

|+| نوشته شده توسط عاشق تنها m_m در یکشنبه یکم مهر 1386 ساعت 22:54 |

عشق یعنی

عشق يعنی مستی و ديوانگی

                                    عشق يعنی با جهان بيگانگی

عشق يعنی شب نخفتن تا سحر     

                                    عشق يعنی سجده ها با چشم تر

عشق يعنی سر به دار آويختن

                                    عشق يعنی اشک حسرت ريختن

عشق يعنی در جهان رسوا شدن

                                    عشق يعنی مست و بی پروا شدن

عشق يعنی سوختن يا ساختن

                                    عشق يعنی زندگی را باختن

 

**************************

عشق يعنی انتظار و انتظار      

                                   عشق يعنی هرچه بينی عکس يار

عشق يعنی ديده بر در دوختن

                                    عشق يعنی در فراقش سوختن

عشق يعنی شعله بر خرمن زدن

                                   عشق يعنی رسم دل بر هم زدن

عشق يعنی لحظه های التهاب

                                    عشق يعنی لحظه های ناب ناب

عشق يعنی با پرستو پر زدن

                                   عشق يعنی آب بر آذر زدن

                    

 **************************

عشق يعنی سوز نی ، آه شبان

                                   عشق يعنی معنی رنگين کمان

عشق يعنی شاعری دل سوخته

                                   عشق يعنی آتشی افروخته

عشق يعنی با گلی گفتن سخن

                                    عشق يعنی خون لاله بر چمن

عشق يعنی ديده بر در دوختن

                                   عشق يعنی در فراقش سوختن

عشق يعنی يک تيمّم، يک نماز

                                   عشق يعنی عالمی راز و نياز

 

****************************

عشق يعنی چون محمد پا به راه

                                   عشق يعنی همچو يوسف قعر چاه

عشق يعنی بيستون کندن به دست

                                   عشق يعنی زاهد اما بُـت پرست

عشق يعنی همچو من شيدا شدن

                                   عشق يعنی قطره و دريا شدن

عشق يعنی يک شقايق غرق خون

                                   عشق يعنی درد و محنت در درون

عشق يعنی يک تبلور يک سرود

                                    عشق يعنی يک سلام و يک درود

                                                

                               عشق ،

                                        آمدنی بود  نه  آموختنی .

 

|+| نوشته شده توسط عاشق تنها m_m در یکشنبه یکم مهر 1386 ساعت 22:25 |

عکس عشقولانه

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

|+| نوشته شده توسط عاشق تنها m_m در یکشنبه یکم مهر 1386 ساعت 22:24 |

یه داستان جالب از زرنگیه یه استاد
 دانشجو شبی که فردای آن امتجان داشتند تا صبح به بازی ورق پرداختند و هیچ امادگی برای امتحان نداشتند .
فردا صبح نقشه ای طرح کردند . انها خود را خاکی و خسته وانمود کردند ، نزد استاد رفته و عنوان نمودند که شب گذشته در حالی که سوار اتومبیل خود بوده اند در جاده لاستیک یکی از چرخها پاره شده و چون جاده فرعی و خلوتی بوده و انها وسیله ارتباطی نداشته اند مجبور شده اند تا صبح ماشین را در جاده هل دهند و از این رو برای امتحان اماده نیستند .
استاد به انها 3 روز وقت داد تا برای امتحان مطالعه کنند و انها نیز در این 3 روز به شدت مطالعه نمودند . در روز امتحان استاد از هر یک از انها خواست در یک اتاق جداگانه امتحان بدهند .
امتحان 100 نمره ای تنها از دو سوال تشکیل شده بود :
1-
نام شما چیست ؟( 2 نمره)
2-
لاستیک کدام تایر اتومبیل پاره شده بود( 98 نمره)
الف: لاستیک عقب سمت راست
ب:لاستیک عقب سمت چپ
ج:لاستیک جلو سمت راست
د:لاستیک جلو سمت چپ
|+| نوشته شده توسط عاشق تنها m_m در یکشنبه یکم مهر 1386 ساعت 22:10 |

دل شکستن گناه داره

 

 

يادم باشد حرفي نزنم كه دلي بلرزد خطي ننويسم كه آزار دهد كسي را

 

يادم باشد كه روز و روزگار خوش است وتنها دل ما دل نيست

 

يادم باشد جواب كينه را با كمتر از مهر و جواب دو رنگي را با كمتر از صداقت ندهم

 

يادم باشد بايد در برابر فريادها سكوت كنم و براي سياهي ها نور بپاشم

 

يادم باشد از چشمه درسِِ خروش بگيرم و از آسمان درسِ پـاك زيستن

 

يادم باشد سنگ خيلي تنهاست... يادم باشد بايد با سنگ هم لطيف رفتار كنم مبادا دل تنگش بشكند

 

يادم باشد براي درس گرفتن و درس دادن به دنيا آمده ام ... نه براي تكرار اشتباهات گذشتگان

 

يادم باشد زندگي را دوست دارم

 

يادم باشد هر گاه ارزش زندگي يادم رفت در چشمان حيوان بي زباني كه به سوي قربانگاه مي رود زل بزنم تا به مفهوم بودن پي ببرم

 

يادم باشد مي توان با گوش سپردن به آواز شبانه ي دوره گردي كه از سازش عشق مي بارد به اسرار عشق پي برد و زنده شد

 

يادم باشد معجزه قاصدكها را باور داشته باشم

 

يادم باشد گره تنهايي و دلتنگي هر كس فقط به دست دل خودش باز مي شود

 

يادم باشد هيچگاه لرزيدن دلم را پنهان نكنم تا تنها نمانم

 

يادم باشد هيچگاه از راستي نترسم و نترسانم

 

يادم باشد زنده ام

 

|